
پيشتر گفتيم كه مال و تلاش براى تحصيل آن به خودى خود مذموم و يا ممدوح نيست، بلكه نحوه بهره بردارى از مال و راه كسب آن قابل نكوهش يا ستودن است از لحاظ اخلاقى روشن است كه صرف مال در مسير عمل صالح و جلب رضايت پروردگار ستوده است و كسب مال بدون اشتغال قلب و ابتلاء به حرص و آزمندى، ارزش اخلاقى مثبت دارد. حكم اخلاقى مربوط به بهرهبردارى كسب و گردآورى مالى نيز همين است ولى از لحاظ تربيتى اين پرسش باقى است كه آيا انسانها نوعا در برابر خطرات مال اندوزى مقاوم هستند؟ آيا انسانها نوعا مىتوانند در عين كوشش براى كسب ثروت بيشتر از تعلق قلبى به آن بپرهيزند؟ آيا انسانهاى ثروتمند مىتوانند به راحتى اموال خود را انفاق كنند و يا به آسانى از آنها جدا شوند، به مرگ انديشه كنند و از فراغ مال خود اندوهگين نشوند؟ با مشاهده احوال مردم، پاسخ اين سؤالات منفى خواهد بود. تجارب گواه آن است كه مال و مال اندوزى راهزن طريق كمال است و انسانهايى كه حق مال خود را ادا كنند و شكر آن را به جاى آورند اندك هستند. گويا ائمه اطهار نيز به سبب اين ويژگى نوعى انسانها، آنان را از گرايش بهمال پرهيز دادهاند و به ميانهروى و قناعت توصيه فرمودهاند از پيامبر اكرم(ص) روايت شده است:
منهومان لا يشبعان: منهوم العلم و منهوم المال؛ (185)
دو آزمند سير نمىشوند حريص در علم و حريص در مال.
و نيز حرص آدمى به جمع مال پايانناپذير است، چنان كه اگر آدميزاد سرزمينى از طلا داشته باشد خوش دارد سرزمين دومى نيز داشته باشد و اگر دومى را به او دهند، سرزمين سوم را خواهد و شكم آدمى را جز خاك پر نمىكند (186) انسان حريص تا هنگامى كه به خاك سپرده مىشود در آرزوى جمع مال است.
از همين روست كه معصومين به ميانه روى در مصرف و قناعت در زندگى بسيار توصيه كردهاند:
از امام صادق(ع) روايت شده است