
نسل اول روشنفکری که پس از شکست ایران از روسیه پا گرفته بود و تا زمان به قدرت رسیدن رضا شاه تداوم داشت بیشتر بر برپایی نهادهای سیاسی و اجتماعی غرب در ایران تلاش میکردند. در جریان انقلاب مشروطه و ایجاد مجلس و کاهش قدرت سلطنت این امر کاملا مشاهده شد. برخی از روشنفکران نسل اول خواهان اروپایی شدن کامل ایرانیان بودند و معتقد بودند که باید از سر تا پا فرنگی شویم تا بتوانیم پیشرفت کنیم. البته این طرز تفکر در غرب هم رواج داشت به نحوی که برخی از اندیشمندان اروپایی علت رشد صنعتی و قرهنگی اروپا را در خون و نژاد اروپاییان میدانشتند.
هر گروه روشنفکری خود را متعلق به فرهنگ اروپایی خاصی میدانسته است زیرا تنها راه اروپایی شدن دیده میشده. برای مثال طرفداران انگلیس، آلمان، فرانسه و روسیه گروههای خاص خود را تشکیل میداده اند.ویژگی مشترک این نسل روشنفکری کاهش قدرت روحانیت در جامعه و سیاست بوده است.
این گروه با آنکه پیشرفت ایران را در سر داشتند ولی نمیتوانستند در جو سیاسی آن روزگار موثر واقع شوند. و گاها در حد تشکیل و تشکیلات مخفی مانند فراموشخانهها میماند.
از پیشروان این نسل میتوان به طالبوف و میرزا ملکم خان اشاره کرد.